ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

می گذره...

1390/4/22 15:10
نویسنده : ندا
285 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گوگولی مگولیه من

امروز رفتم آزمایش ادرار و خون دادم. آزمایش خون در دو مرحله بود. مرحله اول باید ناشتا بودم و مرحله دوم باید دو ساعت بعد از خوردن صبحانه می رفتم... بار دوم و با خاله منا رفتم. کمی هم خرید داشتم که انجام دادیم و تشنه و خسته برگشتیم.

پسرم، یه جور حس مسئولیت شدیدی دارم. حس می کنم که دارم یواش یواش کلی مسئولیت جدید پیدا می کنم. امیدوارم که واقعا توانایی داشته باشم و بتونم از پس این مسئولیت تازه به خوبی و سربلندی برآیم. تو هم باید همکاری کنیا مامانی... البته دلگرم مامانی و خاله ها هم هستم. از خدا می خوام تو سالم بیای و به من هم کمک کنه اونطور که شایسته ست در خدمت پسرم باشم...

دوست دارم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (15)

مامان ماهان
22 تیر 90 15:21
ای جان چه چیزای خوبی مینویسی
خوشم میاد وقتی میخونم و لذت میبرم


فدای دوست جونم
مادر کوثر
22 تیر 90 16:10
انشالله که بتونی به خوبی تربیتش کنی


امیدوارم
مامان تربچه
22 تیر 90 16:42
سلام ندا جون
من مطمئنم از پسش بر میای
به نظر من خدا قبل از اینکه به یک زن، فرزند عطا کنه، لیاقت و توانایی مادر شدن رو میده.
پس با تمام توان پییییییییش به جلو


سلام کیانا جون، واقعا از دلداریت ممنونم، امیدوارم که خدا یه فرزند شایسته بهت بده که واقعا لایقی hr]

مامان فرشته
22 تیر 90 19:28
سلام عزیز دلم
این حس کاملاً طبیعیه و هر چی جلوتر می ری بیشتر هم می شه
اما من مطمئن هستم تو بهترین و مهربونترین مامان دنیا می شی
بوسسسسسسس

سلام، نظر لطفتت خانومی
مامان پارسا جون
23 تیر 90 0:59
این نگرانیت کاملا طبیعیه مامان مهربون
ولی خیالت راحت با اومدن گلت
خدا چنان قدرتی بهت میده که خودتم میمونی


ایشاالله
مامی مائده
23 تیر 90 11:17
نگران نباش، یواش یواش یاد میگیری که چطوری از پس همه چی بربیای و مطمئنم که بهترین هستی و خواهی بود


فدای مهربونیات
مامان پریسا
23 تیر 90 12:48
سلام خوبی؟ مطمئن باش وقتی خودت میخواهی موفق هم میشی.


سلام، امیدوارم
ستاره آسمونی
23 تیر 90 12:53
ندا جون
تو از الانم بهترین مامان دنیایی. کسی که قبل از تولد نی نی نازش اینقدر به فکرشه حتما یه فرزند صالح تربیت می کنه.


مرسی عزیزمممممممممممممممممممممم
مامان امیرعلی
23 تیر 90 12:59
وای کمتر از 20 روز دیگه گله روی نی نیتو میبینی.من از حالا بهت تبریک میگم.


خیلی ممنونم
خاله منای ناناز
23 تیر 90 15:50
خیلی حس عجیبیه این که باید این همه مسئولیت رو قبول کنی و مادرانه ی مادرانه رفتار کنی...
امیدوارم که بتونی خیلی خوب از پس مسئولیت مادرانه ات بربیای خواهر گلم


منا واقعا رو تو حساب می کنم خواهر عزیزم
نازنین نرگس نفس مامان
24 تیر 90 3:29
ایشالا همون جوری بشه که دوست داری یه بچه سالم و صالح


ممنون گلم
غزلک*مامان فسقلی*
24 تیر 90 14:20
ان شاا... که همه چی خیلی خوب پیش بره، شمارش معکوستون شروع شده ها
خدا مامانت و خواهرات رو برات حفظ کنه خیلی خوبه که آدم دلگرمشون باشه، من خواهر ندارم ،مامانم اینا هم تهران نیستن، تازه فسقلی من دی به دنیا میاد و مامانم هم معلمه، بنابراین زیاد نمیتونه پیشم بمونه


خدا مادرتو برات نگه داره، حالا تا دی شاید خیلی اتفاقات بیفته ، اگه کمک خواستی من در خدمتم
مامان فرشته
24 تیر 90 17:17
مامان زهرا نازنازی
25 تیر 90 2:19
(✿◠‿◠)
نازنین نرگس نفس مامان
25 تیر 90 13:47
سالم و سرزنده و سر حال تشریف بیاری گوگولی


مرسییییییییییییییییی